انجمن علمی گیاهپزشکی free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
طرح پژوهشی تولید صنعتی شکارگر اوریوس در دانشگاه تهران آغاز شد
مسئول آزمایشگاه اکولوژی و رفتار شناسی حشرات پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران از آغاز اجرای طرح پژوهشی برای تولید صنعتی شکارگر " اوریوس" خبر داد. به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،دکتر احمد عاشوری، عضو هیات علمی گروه گیاهپزشکی دانشگاه تهران گفت: دانش فنی تولید صنعتی حشرات مفید برای کنترل آفات گیاهی و جایگزینی آنها با سم در انحصار کشورهای توسعه یافته است.
دکتر عاشوری افزود: شکارگر اوریوس نوعی سن است که قادر است چهار گروه مهم آفات گیاهی شامل شته، تریپس، سفید بالک و کنه ها را که غالب گیاهان به آن دچار می شوند، را به خوبی کنترل کند. وی خاطر نشان کرد: اکنون یک گروه تحقیقاتی در این دانشگاه در صدد دستیابی به این دانش است تا بتواند حشرات مفید را در داخل کشور تولید کند و در اختیار کشاورزان قرار دهد. با به کارگیری این دانش، شرایط پرورش و تولید انبوه این حشرات مهیا می شود.
وی اظهار داشت: اکنون در گام های اولیه اجرای این طرح تحقیقاتی، غذای مصنوعی برای این حشرات تهیه شده است. عاشوری افزود: این برای نخستین بار است که چنین طرحی از محل صندوق پژوهشگران دفتر ریاست جمهوری در کشور اجرا می شود و تا کنون 200 میلیون ریال صرف مطالعات اولیه آن شده است. پس از اتمام تحقیق، این طرح مراحل آزمایشگاهی خود را طی خواهد کرد و سپس مورد استفاده بهینه قرار می گیرد.
عاشوری یاد آور شد: هدف از اجرای این طرح پژوهشی که در این آزمایشگاه انجام می شود، کم کردن خسارت گونه های زیان آور حشرات و استفاده بهینه از انواع مفید آنها "اوریوس" و سن های شکارگر در برنامه های مبارزه بیولوژیک با آفات گیاهی است.
منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
دم روباهی باریک
Alopecurus myosuroides
از علفهای هرز یکساله با ساقه های باریک است.از خانواده poaceae که توسط بذر تکثیر می یابد .با ساقه هایی که درازای ان تا60سانتی متر میرسد و به صورت توده های نزدیک به هم دیده میشوند.در انتهای هرساقه، سنبله باریک و طویل ریشکدار به طول 3-10سانتیمتر قرار دارد.گل اذین از نوع Spike و متراکم ،شبیه به دم روباه است. برگها دارای لیگول غشایی و محل اتصالشان به ساقه متورم است.گلومهای آن نوک تیز و مایل به سفید است که سه رگبرگ سبزرنگ،ان را از گلوم سایر گندمیان متمایز میکند،پوشینه های دم روباهی باریک،به درازای گلوم آن است و ریشکهای ان نیز خمیده هستند.در محل غلاف،زبانک بزرگ غشایی دیده میشوداز گونه های دیگر دم روباهیA.agrestis,A.pratensisرا میتوان نام برد.
دم روباهی از علفهای هرز مزارع گندم،جو،بادام زمینی،ذرت،باغهای سبزی و صیفی و نیز زمینهای ایش است.
روشهای کنترل:
در مزارع غلات از علفکش فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل(EC20%) (سافیکس بی دیلیو) به میزان3لیتر در هکتار در مرحله2-4برگی علف هرز استفاده میشود.
یولاف وحشیAvena fatua
گیاهی است یکساله،تک لپه ای و از خانواده گندمیان(Poaceae)که با بذر تکثیر می یابد. گل اذین خوشه ای خیلی باز و پانیکول منظمی دارد که در تمام جهات به طور یکنواخت رشد میکنند.سنبلچه های ان منفرد و از پهلو فشرده شده اند.ودرهریک از انها2تا3گل ریشکدار دیده میشودکه معمولا گل انتهایی ان عقیم است. پایه این سنبلچه ها تقریبا2 سانتیمتر طول دارد.گلومهای فوقانی و تحتانی با یکدیگر مساوی و طول انها به8میلیمتر میرسد.قاعده گلومها با موهای سفید یا قهوه ای رنگ خشن و طویلی پوشیده شده است واز وسط ان رگبرگ میانی واز نزدیکی قاعده گلومل ریشک طویل و زانوداری خارج میشود که قاعده ان پیچیده و تابیده به نظر میرسد.گل این گیاه 3 پرچم دارد و دانه در داخل گلومل باقی میماند.ساختمان ظاهری یولاف در نواحی مختلف نسبت به نوع زمین تغییر میکند مثلا در نواحی پست و شنی از هر بوته چندساقه باریک منشعب میشودبرگها کوتاه،سخت و مقاوم و غلاف ان را موهایی پوشانده است.ولی در اراضی حاصلخیز و مرتفع بوته ها منحصرا یک ساقه نسبتا قوی دارند.برگهایشان دراز بوده،غلاف انها غالبا بدون موست.
روشهای مبارزه:
در زمین های گندم کاری شده از دیفنزوکوات(SL25%)به نسبت 4لیتردرهکتاراز3برگی تا اواسط پنجه زنی علفها و در یک نوبت استفاده میشود.همچنین از ترالکوکسیدیم(SC25%)به میزان1.2لیتر در هکتاراز2-3برگیتا اواسط پنجه زنی علفهای هرز و در یک نوبت توصیه میشود.همچنین از دیکلوفوپ متیل(EC36%)به نسبت2.5لیتر در هکتار در یک نوبت ویا از علفکش فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل(EC20%)به نسبت3لیتر در هکتار میتوان استفاده کرد. منبع : مجله ی علمی رویان
هجدهمین كنگره گیاهپزشكی ایران
از تاریخ سوم تا ششم شهریور سال 1387 هجدهمین كنگره گیاهپزشكی ایران توسط انجمن های علمی بیماری شناسی گیاهی ایران ، حشره شناسی ، علوم علفهای هرز ایران و با همكاری دانشگاه بوعلی سینا در همدان بر گزار خواهد شد . وب سایتwww.18thippc.ir به منظور اطلاع رسانی و ارایه خدمات به شركت كنندگان و بازدید كنندگان كنگره راه اندازی شده است . در این وب سایت امكان ثبت نام شركت كنندگان و ارسال مقالات به دبیرخانه كنگره به صورت OnLine راه اندازی شده است .
اهداف كنگره
از برگزاری اولین كنگره گیاهپزشكی ایران در سال 1347 چهل سال می گذرد از این حیث كنگره گیاهپزشكی در زمره قدیمی ترین كنگره های عملی كشور محسوب میشود . این كنگره مكان مناسبی جهت گردهمایی محققین رشته های مختلف گیاهپزشكی از سراسر كشور و بعضاً خارج از ایران است ، تا ضمن دیدار و گفتگو با یكدیگر نتایج تحقیقات خود را مبادله نموده و به بحث و تبادل نظر بپردازند . ارایه مقالات علمی كه غالباً حاصل و نتیجه جدیدترین تحقیقات در زمینه گیاهپزشكی در كشور به شمار می روند ، ضمن آنكه تاحدی بیانگر وضعیت تحقیق در این شاخه از علم در ایران به شمار می رود ، راه آیندگان را برای مقابله با مشكلات گیاهپزشكی كشور تا حدودی هموار می نماید .
اصلی ترین هدف برگزاری كنگره گیاهپزشكی ایران امكان حضور كارشناسان رشته های مختلف علوم كشاورزی و دانشجویان رشته های مختلف گیاهپزشكی در كنار استادان دانشگاهها و مراكز آموزش عالی و محققان مؤسسات تحقیقاتی مختلف است . بطور حتم كشاورزی كشور از بركات چنین جمع علمی كه در عرضه علم و تحقیق ایران كم نظیر است منتفع خواهد شد .
محل :دانشگاه بوعلی سینا ، همدان
زمان : 3 تا 6 شهریور 1387
هیأت رئیسه : جعفر ارشاد(رئیس)،دوستمراد ظفری(دبیر)و احمد پروین (خزانه دار)
دبیرخانه دائمی :
مؤسسه تحقیقات گیاهپزشكی كشور
تهران : صندوق پستی 331-19615
تلفن : 22427037(021)
تلفكس : 22174060(021)
دبیرخانه هجدهمین كنگره : دانشكده كشاورزی ، دانشگاه بوعلی سینا ، همدان
تلفن :14- 4227013(0811)
دورنگار: 4227012(0811)
سایت كنگره : WWW.18thIPPC.ir
ابداع روشی نوین برای مبارزه با علفهای هرز توسط محققان اسفند 1386
محققان ایرانی با کشف علفهای مقاوم به علف کشها ، توانستند شیوه های مدیریتی جدیدی برای کنترل این علفها به عنوان معضل زمینهای کشاورزی دست یابند.
زند مجری طرح گفت : بیماریها، آفتهای گیاهی و علفهای هرز در دنیا حدود 40 درصد عملکوی خسارتهای ناشی از علفهای هرز در گندمزارهای کشور را سالانه 25 درصد ذکر کرد و افزود: در کشور سالانه 25 میلیون لیتر سم مصرف می شود که از این میزان سم، حدود 12 میلیون لیتر آن علف کش است . رد کشاورزان را کاهش می دهد که این میزان در ایران بیشتر است . زند با بیان اینکه این سموم بر عوامل زیست محیطی و تنوع زیستی اثرات تخریبی زیادی بجا می گذارد، اظهار داشت: پس از 40 سال استفاده از روش سمپاشی، علفهای هرز نسبت به علف کشها مقاوم شدند و باعث شد که بسیاری از مزارع بین 50 تا 100 درصد خسارت وارد شود . وی ادامه داد: این طرح در سال 81 به دنبال نارضایتی کشاورزان استان خوزستان از عدم کارایی برخی از علف کشهای مزارع گندم، گسترش غیر قابل کنترل علفهای هرز باریک برگ و کاهش شدید محصولات آغاز شد. تحقیقات انجام شده نشان داد که علت اصلی عدم کنترل علفهای هرز، مقاوم شدن این علفها به علف کشها است . این محقق، محدوده پراکنش علفهای هرز مقاوم به علف کشها در مزارع گندم را در استانهای خوزستان، فارس، بخشهایی از استان کرمانشاه، گلستان و ایلام ذکر کرد و به مهر گفت: پس از این مرحله به ارائه راهکارهای شیمیایی و غیر شیمیایی لازم برای جلوگیری از گسترش و کنترل علفهای هرز مقاوم به علف کشها پرداختیم . به گفته زند در این مکانیزم علاوه بر ارائه راهکارهای شیمیایی و غیرشیمیایی از شیوه های اعمال مدیریت سمپاشی برای کنترل و حذف علفهای هرز مقاوم استفاده می شود و برای جلوگیری از مقاوم شدن مجدد علفها، هر دو سال این برنامه با بکار بردن تنوع سموم تغییر می کند . وی با بیان اینکه با واردات سموم جدید به کشور توانستیم گزینه های مدیریتی را افزایش دهیم، گفت : این برنامه زمانبندی توسط خود کشاورزان اجرا می شود که نیاز دارد برای اجرای صحیح آن کشاورزان اطلاعات مورد نظر را داشته باشند . مجری طرح با بیان اینکه در این طرح، سمومی که باعث مقاوم شدن علفها شده بودند از گردونه مصرف حذف شدند، خاطرنشان کرد: با کشف مکانیزم جدید موفق شدیم پایداری علفهای مقاوم پایین آورده شود و در نتیجه مانع خسارتهای ناشی از علفهای هرز در استانهای غله خیز شویم .
سیب زمینی یکی از محصولات مهم کشاورزی است که پس از گندم و برنج از منابع اصلی مواد غذایی محسوب میشود. زراعت سیب زمینی نیز همانند سایر زراعتها مورد هجوم عاملهای خسارتزا اعم از آفات ، امراض و علفهای هرز قرار میگیرد. چنانچه این آفتها و بیماریها مورد توجه و کنترل قرار نگیرند خسارت قابل توجهی به تولید این محصول وارد میسازند
ضرر علفهای هرز مزارع سیب زمینی :
اشغال محیط چه از طریق ریشه و چه به صورت هوایی که فضا و عرصه حیاتی را برای بوتههای سیب زمینی تنگ کرده و سبب کاهش رشد آن میشود.
جذب مواد غذایی و آب و نیز مصرف اکسیژن هوا و استفاده از نور آفتاب و خارج نمودن آنها از دسترس گیاه اصلی.
کم شدن میزان بهداشت محصول و یا مرغوب شدن آن به علت امکان فقر غذایی محصول اصلی.
ایجاد محیط مناسب برای رشد و توسعه آفات و بیماریهای گیاهی.
تضعیف رشد گیاه اصلی و کاهش میزان تولید سیب زمینی.
(روشهای مبارزه با علفهای هرز مزارع سیب زمینی )
مبارزه مکانیکی :
مبارزه مکانیکی یعنی از بین بردن علفهای هرز به روش مکانیکی و دستی مانند وجین کردن و یا از بین بردن گیاهان با استفاده از کج بیل و یا با کشیدن فاروئر در داخل شیارها و جویچهها در مزارع مکانیزه و ردیفی که با این عمل ضمن از بین رفتن علفهای هرز ، خاک مزارع نیز نرم شده امکان رشد بهتر بوتههای سیب زمینی را فراهم میسازد.
مبارزه شیمیایی :
روش دوم مبارزه ، استفاده از علف کشها است که در مزارع بزرگ و جاهایی که کمبود نیروی کارگری وجود دارد، آسانترین راه است. برای اینکار معمولا دو نوع علف کش متداول است سم علف کش پاراگوت یا گراماکسون که یک علفکش عمومی است و در مزارع سیب زمینی قبل از رویش و بیرون آمدن بوتههای سیب زمینی به مقدار 3 - 2 لیتر در هکتار مصرف میشود. این نوع علف کش عارضه منفی در خاک ندارد ولی اگر بعد از رویش محصول سیب زمینی مصرف شود، باعث از بین رفتن بوتههای سیب زمینی میگردد.
ترکیبات معدنی(غیرآلی)
گوگرد
گوگرد اولین قارچ کش موثر بوده که استفاده از ان به قرنها پیش بر میگردد. این ماده به عنوان یک قارچ کش محافظتی است که روی جوانه زنی کنیدیوم اثر بازدارندگی دارد. استفاده از ترکیب گوگرد و آهک ابتدا برای کنترل سفیدک پودری میوه ها توصیه شد و ترکیبات و مخلوطهای دیگر گوگرد(بیش از 20نوع) هنوز به طور وسیعی در سیب، انگور و دیگر محصولات زراعی به کار میرود.
گوگرد علیه چند جایگاه بیوشیمیایی عمل می کند. ضمن بازداری از تنفس سلولی،تولید سولفید هیدروژن را کاهش داده، پروتئینها را تخریب کرده و با فلزات سنگین در درون سلول قارچی تشکیل کلات می دهد. فعالیت انتخابی گوگرد علیه سفیدکهای پودری ممکن است به خصوصیت رشد بی حفاظ و منحصر به فردشان نسبت داده شود و یا ممکن است ناشی از جذب به وسیله لایه های چربی کنیدیوم باشد.
گوگرد دارای فعالیت کنه کشی نیز می باشد. به طور مثال علیه کنه های تار عنکبوتی استفاده می شود ولی در شرایط مرطوب و گرم(بالاتر از35 درجه سانتیگراد) ممکن است گیاهسوزی بدهد.
مس
مس، درابتدا به شکل سولفات مس، برای کنترلTilletia grisea در گندم استفاده شد. ولی استفاده از ان توسعه نیافت تا مشاهده میلاردت در فرانسه در سال1882. او مشاهده نمود که تیمارهای سولفات مس و آهک که در اطراف جاده ها استفاده شده بود تا دزدان انگور را بترساند، همراه شده بود با کنترل سفیدک کرکی(Plasmopara viticola). این موضوع باعث قبول مخلوط بردو به عنوان یک تیمار روزمره برای سفیدک کرکی انگور شد.
قارچ کشهای مسی از قبیل مخلوط بردو و اکسی کلرید مس هنوز به تنهایی یا به صورت ترکیب با سموم سیستمیک از قبیل سیموکسانیل(cymoxanil) به کار می روند،تا تعدادی از بیماری های انگورP. viticola، سیب زمینی و گوجه فرنگیPhytophthora infestance ،رازک Pseudomonas humuli، موزMycosphaerella musicola، قهوهColletotrichum kahawae و چایExobasidium vexas را کنترل کنند. ساخت محصولات حاوی مس افزایش و ادامه یافته و تالات مس(Copper tallate) اخیرا به عنوان تشدید کننده فعالیت تعدادی از قارچ کشهای آلی توصیف شده است.
مس، به شکلcu++، به راحتی درون قارچهای حساس تجمع یافته، با آنزیمهای دارای گروههای سولفیدریل(sulphydryl)، هیدروکسیل(Hydroxyl)، آمینو(Amino) یا کربوکسیل (Carboxyl) ترکیب شده، آنها را غیر فعال نموده و باعث به هم خوردن متابولیسم عمومی و سلامت سلول می شود.
محصولات مس علاوه بر همراه بودن با همه حفاظت کننده های غیر متحرک، به طور متناوب برای دستیابی به پوشش مناسب و بالا بردن کنترل بیماری در مزرعه استفاده می شوند و با وجودیکه ممکن است تاثیرات قارچ کشی آنها کاهش یابد، به صورت نسبتاً نامحلول در آب ساخته می شوند تا از تا ثیرات گیاهسوزی یون مس اجتناب شود. همچنین از شسته شدن قارچ کش بوسیله باران کاسته شده تا پس ار کاربرد اولیه برای مدت طولانی سودمند باشد.
جیوه
قارچ کش های وابسته به جیوه ابتدا به عنوان محصولات غیر آلی در دسترس قرار گرفتند. لیکن در دهه 1930 شروع به تولید مواد آلی از این فلز شد و پذیرش گسترده آن برای استفاده، بخصوص برای ضدعفونی کردن بذر بالا گرفت. استفاده از جیوه به خاطر پتانسیل خسارت به محیط زیست و سمیت بالا به شدت کاهش یافته است. با این حال هنوز تعداد بسیار اندکی از قارچ کش های جیوه ای در بعضی کشورها روی درختان زینتی و چمن در فصل زمستان استفاده می شود.
مثالی از قارچ کش های جیوه ای:
کلرید جیوه یک ظرفیتی ،کلرید جیوه دو ظرفیتی، اکسید جیوه
قلع
فعالیت زنده کشی عمومی قلع، استفاده از آن را در کشاورزی محدود کرده است،هر چند ترکیباتی از قبیل: تری بوتیل قلع،خاصیت قارچ کشی دارند. بیشترین ارزشمندی فراورده های قلع به عنوان زنده کش در رنگهای دریایی است، ولی نگرانیهای پتانسیل آلوده سازی محیط ،استفاده از آن را به مخاطره انداخته است. فن تین استات(Fentin acetate) و فن تین هیدروکساید(Fentin hydroxide) در طیف وسیعی از محصولات برای کنترل تعدادی از بیماری ها به کار می روند.
فلزات سنگین و محیط زیست در دهه گذشته ورود آلاینده ها با منشاء انسانی مانند فلزات سنگین به داخل محیط های دریایی، به مقدار زیادی افزایش یافته است كه به عنوان یک خطر جدی برای حیات محیط های آبی بشمار می آیند. فلزات سنگین در یک مقیاس وسیع، از منابع طبیعی و انسان ساخت وارد محیط زیست می شوند. میزان ورود این فلزات سنگین به داخل محیط زیست، متجاوز از میزانی است که بوسیله فرایندهای طبیعی برداشت می شوند. بنابراین تجمع فلزات سنگین در محیط زیست مورد توجه می باشد. سیستم های آبی به طور طبیعی دریافت کننده نهایی این فلزات هستند. آلاینده هایی که در آب یافت می شوند، ناشی از پساب های خانگی، تخلیه محصولات شیمیایی، سموم، حشره کش ها و علف کش ها، تخلیه صنعتی، پساب های رادیواکتیو، هیدروکربن های نفتی و رنگی می باشد. از نقطه نظر اکولوژیکی، آلاینده ها به دو نوع آلاینده های قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه تقسیم می شوند. آلاینده های غیر قابل تجزیه نظیر ترکیبات و نمک های فلزات سنگین، ترکیبات شیمیایی فنلی با زنجیره طولانی، آفت کشها مثل DDT می باشند كه در محیط، تجمع می یابند و بر روی زنجیره غذایی وبیولوژیکی موجودات در آب اثر می گذارند. ازدیاد غلظت این مواد روی ماهی ها، سایر موجودات آبزی و حتی گیاهان آبزی اثرات سوء دارد. آنها در ترکیب با مواد دیگر باعث تولید توکسین های اضافی می شوند. برای مثال ترکیب فلزات سنگین نظیر مس با کادمیوم و روی با نیکل، سمیت آنها را چندین برابر می کنند. فلزات سنگین در رسوبات کف تجمع می یابند. در نتیجه اکوسیستم هایی مثل بنادر یا مناطق ساحلی صنعتی که با ورود مزمنی از فلزات روبرو هستند، دارای بیشترین رسوبات آلوده می باشند. این ویژگی ها در محیط های واجد رسوبات، بعلت تاثیرات سمی و قابلیت تجمع زیستی فلزات در نمونه های بیولوژیکی موجود در رسوبات، منجر به تاثیرات اكولوژیكی زیاد می شوند. اولین عامل اثرات آلودگی فلزات در یک اکوسیستم، وجود فلزات سنگین در بیومس یک منطقه آلوده است كه سلامت انسان را به مخاطره می اندازد. تجمع فلزات سنگین در آب، هوا و خاک، یک مشکل زیست محیطی مهم می باشد. در سالهای اخیر چندین تکنولوژی با هدف کاهش یا برداشت فلزات سنگین موجود در محیط آلوده، توسعه یافته است. در این میان تکنولوژی هایی كه براساس استفاده از میکروارگانیسم ها، پایه ریزی شده است مورد توجه قرار گرفته اند.
نقش بیولوژیکی فلزات سنگین و خطرات سلامتی انسان بیشترین فلزات سنگین موجود در سیستم های آبی Pb, Hg, Cd, Zn, Cu و Ni می باشند. این عناصر در غلظت های بیش از حد آستانه، برای ارگانیسم ها، سمی می باشند. اما تعدادی از آنها (Cu و Zn) در غلظت های پائین تر، برای متابولیسم ضروری هستند. یکسری عناصر، شامل As، Ag، Se، Cr، Al و آنتیموان در ایجاد مشکلات جدی در اکوسیستم های ساحلی- آب شیرین و مصب ها شرکت می کنند. در ستون آب، فلزات سنگین ابتدا توسط فیتوپلانکتون، باکتری ها، قارچها و ارگانیسم های کوچک دیگر جذب می شوند. سپس به ترتیب، آنها توسط موجودات بزرگتر خورده شده و عاقبت وارد بدن انسان می شوند. فلزات سنگین زمانیکه بوسیله انسان مصرف می شوند، اغلب اثرات قوی و زیان آوری را دارند. مواد سمی تجمع یافته، به طور پیوسته غلظتشان زیاد می شود و ممکن است بیشترین فراوانی رادر یک بافت تنها داشته باشند. تجمع مواد سمی در زنجیره غذایی، ممکن است باعث افزایش غلظت ها در جانوران سطوح بالای زنجیره غذایی، شود. خلاصه ای از تجمع و نقش بیولوژیکی فلزات سنگین، در جانوران دریایی و امکان خطر برای سلامتی انسان در اثر این فلزات، در ذیل آورده شده است: کادمیوم: غلظت کادمیوم در آب دریا در لایه های سطحی 10-3 نانوگرم در لیتر، در قسمت های عمیق تا 3500 نانوگرم در لیتر، در آب های شیرین 1/0 میکروگرم در لیتر و در مناطق آلوده 230 میکروگرم در لیتر می باشد و عموماً به صورت ترکیب آنیونی دیده می شود. حلالیت کادمیوم در آب، تحت تاثیر عواملی نظیر نوع ترکیبات و pH آب است. غلظت بیش از چند میکروگرم در لیتر کادمیوم، احتمالاً ناشی از تخلیه فاضلاب آلوده به کادمیوم می باشد، آب های بامقادیر کمتر از 1 میکروگرم در لیتر کادمیوم، غیر آلوده اند. میزان جذب کادمیوم در مواد غذایی، ناشی ازنحوه تغذیه جانوران است، کلیه و کبد محل مناسبی جهت تمرکز کادمیوم می باشند، صدف های دریایی نیز از تجمع بالایی ازکادمیوم برخوردارند. جذب کادمیوم از طریق پوست بسیار محدود است. نیمه عمر بیولوژیک کادمیوم در انسان، در بافت های نرم و استخوان، ده تا سی سال می باشد. سرعت متیلاسیون کادمیوم در مقایسه با عناصر جیوه، آرسنیک، سرب، بسیار کمتر بوده و تنها دو باکتری به نامهای Pseudomonas.sp و Staphylococcus aureus قادر به متیلاسیون کادمیوم، در محیط های آبی هستند (Who 1984). کادمیوم معمولاً به طور طبیعی در آبهای سطحی و زیر زمینی وجود دارد . این عنصر ممکن است، بصورت یون هیدراته یا ترکیبات پیچیده معدنی، مانند کربنات، هیدروکسید، کلرید، سولفات و همچنین ترکیبات آلی همراه با اسید هیومیک یافت شود. کادمیوم از طریق فرسایش خاک و سنگ بستر، رسوبات آلوده اتمسفری ناشی از کارخانجات صنعتی، پساب مناطق آلوده و استفاده از لجن و کود در کشاورزی، وارد اکوسیستم های آبی می شود. بیشتر کادمیوم ورودی به آبهای شیرین، ممکن است به سرعت جذب مواد معلق شده و در اکوسیستم های آبی منتشر شوند. رسوبات دریاچه ها و رودخانه ها، حاوی 9/0-2/0 و در آبهای شیرین کمتر از 1/0 میلی گرم در لیتر کادمیوم است. کادمیوم جذب شده در رسوبات و یا محلول در آب، می تواند وارد زنجیره غذایی شود. مسمومیت موجودات آبزی با کادمیوم، به عوامل دیگری نیز بستگی دارد، مثلاً کلسیم موجود در آب، اثرات سمی کادمیوم را کاهش می دهد. رودخانه های بسیار آلوده با کادمیوم، از طریق آبیاری در کشاورزی، لایروبی رسوبات و یا سیلاب ها می توانند مناطق اطراف را آلوده کنند. کادمیوم یک فلز بسیار سمی است كه عامل یکسری مرگ ومیرها می باشد. بیماری جدی ناشی از آن در انسان بیماری به نام ایتایی- ایتایی (بیماری روماتیسم یا تغییر شکل دردناک اسکلتی) می باشد. اثرات اصلی سمیت کادمیوم بر روی ریه ها، کلیه ها، استخوان ها می باشد. اثرات حاد ناشی از استنشاق آن، شامل برونشیت، ذات الریه و مسمومیت در کبد است. استنشاق مزمن ترکیبات کادمیوم، به شکل بخارات یا گردو خاک، ایجاد ورم ریوی می کند که در این حالت کیسه های کوچک هوایی بزرگ شده و عاقبت در اثر حجم کم ریه تخریب می شوند. هر دو استنشاق مزمن و جذب كادمیوم از طریق دهان، ترشحات کلیه را تحت تاثیر قرار می دهد، که در اولین مرحله دفع پروتئین توسط لوله های پروکسیمال کلیه می باشد. به نظر می رسد کادمیوم، مقاومت دفاعی بدن را بخصوص مقاومت میزبان را در برابر باکتری ها و ویروس ها کاهش می دهد. کادمیوم ممکن است باعث مینرال زدایی اسکلت و افزایش شکنندگی استخوان و خطر شکستگی شود. سمیت حاد با کادمیوم، ممکن است باعث مرگ حیوانات و پرندگان شده و مسمومیت شدید در آبزیان ایجاد کند. جذب کادمیوم از ریه ها نسبت به روده موثرتر است و 50% کادمیومی كه از طریق دود سیگار استنشاق شود، ممکن است جذب گردد. به طور میانگین در افراد سیگاری غلظت کادمیوم در خون 5-4 بار و در کلیه 3-2 بار بیشتر از افراد غیر سیگاری است. نیكل: نیكل به طور گسترده در بیوسفر وجود دارد و از نظر فراوانی در پوسته زمین بیست و چهارمین عنصر نسبت به عناصر دیگر می باشد (Eisler 1998). بعلاوه نیكل یكی از عمومی ترین فلزات در آب های سطحی می باشد. (USEPA 1986). نیكل به طور طبیعی از 3 منبع اولیه شامل: 1) مواد ذره ای در آب باران 2) حلالیت مواد در بستر صخره ای 3) فاز ثانویه نفت، وارد آب های سطحی می شود (Eisler 1998). استفاده های صنعتی وتجاری از Ni شامل استنلس استیل، آبكاری، رنگ ها، سرامیك ها می باشد. نیكل همچنین از منابع آنتروپوژنیك (انسان ساز) وارد سیستم های آبی می شود. در جریانات آبی با حداقل عوامل مزاحم آنتروپوژنیك، غلظت نیكل به طور كلی زیر mg/L 10 می باشد. در مصب ها غلظت Ni كمتر از mg/L 10 است در حالیكه در اقیانوس های باز به كمتر از mg/L 7/0 می رسد .(Jenkins 1980, Eisler 1998) ورود منابع آلوده شهری ممكن است این مقادیر را به mg/L 50-10 افزایش دهد. در سیستم های آبی، نیكل به صورت نمك های محلول جذب شده یا همراه با ذرات رسی، مواد آلی و مواد دیگر می باشد( Eisler 1998). نیكل ممكن است در رسوبات از طریق ته نشینی، كمپلكس سازی، جذب روی ذرات رس ته نشین یا ذخیره شود و یا بوسیله موجودات زنده (Biota) جذب گردد. چون فعالیت های میكروبی یا تغییر در پارامترهای فیزیكوشیمیایی شامل pH، قدرت یونی و غلظت ذرات، ممكن است فرایندهای جذب را معكوس كند، ممكن است آزادسازی نیكل از رسوبات رخ دهد. براساس علائم متعددی كه در اثر كمبود نیكل ایجاد می شود، (بیشتر در مهره داران خاكی) و نقش ضروری آن در آنزیم های متنوع در باكتری ها و گیاهان، ضروری بودن نیكل مورد قبول قرار گرفته است. ضرورت نیكل در سیانوباكترها، جلبكها و گیاهان آبی مربوط به نقش نیكل در متابولیسم اوره آز و هیدروژناز می باشد. مقادیر كم نیكل برای تولید سلول های قرمز خون در بدن انسان نیاز می باشد، هر چند در مقادیر بالا تا حدودی می تواند سمی باشد. بنظر می رسد نیكل در كوتاه مدت مشكلاتی ایجاد نمی كند اما در طولانی مدت می تواند باعث كاهش وزن بدن، صدماتی به قلب، كبد، تحریك و حساسیت بالا شود. نیكل می تواند در آبزیان تجمع یابد اما حضور آن در طول زنجیره غذائی بزرگنمائی ایجاد نمی كند.
نیكل برای طیف وسیعی از گونه های جانوری شامل موش ها، جوجه ها، خوك ها، گاوها و ضروری می باشد. اثرات كمبود آن شامل تاخیر در دوره های حاملگی، نازایی، آنمی، جوش صورت، كاهش در میزان هموگلوبین و هماتوكریت و كاهش فعالیت در چندین آنزیم می شود. بیماری كمبود Ni در انسان شناسایی نشده و احتمالا به علت اینكه Ni در غذاهای ویژه، بیش از حد نیاز بكار می رود، ضروری می باشد. اغلب نمك های نیكل، كه از طریق غذا وارد بدن می شوند، دفع می گردند. نیمه عمر نیكل حدود 11 ساعت است. مقدار طبیعی نیكل در بدن، به طور متوسط حدود 3/7 گرم بر كیلوگرم است. بیشترین غلظت نیكل در استخوان، ریه، كلیه و كبد دیده می شود (Merian 1992). سمی ترین تركیب نیكل كه اغلب در كارخانه ها مشاهده می شود، كربونیل نیكل است. مقادیر نیكل موجود در آب دریا 5/0-1/0 نانوگرم در لیتر است. سمیت نیكل به صورت آلرژی، سرطان و اختلالات تنفسی دیده می شود. EPA حداكثر غلظت مجاز نیكل را، 20 نانوگرم در كیلوگرم در روز و حداكثر میزان قابل تحمل روزانه را 2/1 میلی گرم در یك انسان 60 كیلوگرمی پیشنهاد كرده است. وانادیوم: وانادیوم به صورت طبیعی به مقدار 015/0 درصد در پوسته زمین وجود دارد. حد نوسان آن در محیط های آب شیرین بین 2/0 تا 100 میكروگرم در لیتر و در محیط های دریایی بین 2/0 تا 29 میكروگرم در لیتر تخمین زده می شود. غلظت وانادیوم در زغال سنگ و نفت خام در محدوده یك تا 1000 میلی گرم بر كیلوگرم است. برآوردها نشان می دهد كه هرساله حدود 65 هزار تن وانادیوم به وسیله عوامل طبیعی ( آتش فشان ها و … ) در محیط زیست رها می شود. فعالیت های انسانی نیز (بویژه صنایع فلزی) هر ساله 200 هزار تن وانادیوم را به محیط وارد می كنند. وانادیوم معمولاً از منابع طبیعی و همچنین سوخت های فسیلی وارد محیط می شود و در آب، خاك و هوا برای مدت طولانی می ماند. از خصوصیات دیگر این عنصر آن است كه در آب با عناصر و مواد دیگر تركیب شده و به رسوبات نفتی می چسبد و به مقدار بسیار كمی در گیاهان یافت می شود، ولی از لحاظ عملكرد، شباهتی به ساختارش در بافت های حیوانی ندارد. در محیط های آبی، پایدار می باشد و در طولانی مدت اثر زیان آوری روی ارگانیسم های آبی به جای می گذارد. حداقل دوز مجاز برای بزرگساران، 3/0-1/0 میلی گرم در روز توصیه می شود. مقادیر 100-15 میلی گرم آن در روز ممكن است سمی باشد كه با علائمی نظیر: كم خونی، التهاب و تورم چشم، التهاب ریه ها، آب مروارید، كاهش حافظه، اسهال، كاهش اشتها و در انتها مرگ همراه است. در بیشتر موارد وانادیوم سبب تغییرات بیوشیمیایی در سلول می گردد. امروزه دلایلی مبنی بر اهمیت وانادیوم برای گیاهان و حیوانات و میكروارگانیسم ها وجود دارد. از علائم كمبود وانادیوم می توان به بیماری قلبی، افزایش میزان تری گلیسرید، كاهش رشد، تخریب ساختار دندان و استخوان ها، كاهش پایداری و مقاومت درمقابل سرطان و همچنین كاهش عمر اشاره كرد. |
قارچBipolaris sorokiniana
قارچBipolaris sorokiniana كه تلئومورف آن Cochliobulus sativus میباشدعامل پوسیدگی معمولی ریشه، لكه قهوه ای برگ، سوختگی خوشه و سیاه شدن دانه های گندم و جو میباشد. این قارچ در مناطقی گرم و مرطوب از تهدیدات جدی گندم و جو است. قارچ با ترشح توكسین و آنزیم هایی باعث مرگ سلو لهای میربان بعد از تغذیه از آنها می شود زیرا یك قارچ نیمه زیوا پرور می باشد. میتوان از توكسین ها Prehelminthosporium و از آنزیم ها هیدرولیز كننده های گلوكز و سلولز را نام برد.
نژاد های مختلف قارچ قدرت بیماری زایی متفاوتی داشته و با توجه به ارقام گیاهان میربان و مقاومت آنها علائم یكسانی را با شدت وضعف نشان می دهند. لكه های بیضوی تا كشیده قهوه ای روشن تا تیره در سطح برگ ،پوسیدگی و قهوه ای شدن خوشه ، پوسیدگی ریشه ، زردی گیاهچه و كامل نشدن دانه از جمله علائم این قارچ بر روی گیاهان میزبان میباشند. ایجا د زخم ها روی برگ از علائم تیپیك بیماری است كه با توجه به رقم میزبان، اندازه آنها متفاوت بوده و از این طریق می توان رقم مقاوم تر را تشخیص داد.
این قارچ با تولید آپرسوریوم و میخ های نفوذی در سلول های گیاه نفوذ می كند و مواد غذایی خود را به دست می آورد. فرم جنسی قارچ به ندرت در طبیعت دیده شده و زمستان گذرانی اكثرا به صورت كنیدی ها و میسلیوم می باشد. لازم به ذكر می باشد بین آلودگی ریشه و آلودگی برگ ارتباطی وجود ندارد و مقاومت هر كدام به بیماری نیز با ژن های متفاوتی كنترل میشود.
عوامل بیرونی مانند حرارت و رطوبت هوا و خاك و عوامل درونی قارچ مانند میزان توكسین و آنزیم های تولید شده از فاكتورهای بیماری زایی می باشند كه در شدت و ضعف بیماری نقش دارند.
برای ایجا مقاومت به بیماری در گیاه ژن های 1sو5sدخالت دارند . اخیرا از ژن جهش یافته Mlo برای افزایش مقاومت استفاده شده و نتایج خوبی به دست آمده است ژن جهش یافته، باعث تجمع پر اكسید هیدروژن در سلول میزبان شده كه این تركیب با كشتن سلولهای میزبان مانع از گسترش قارچ در گیاه میشود. ژن Mlo را از جو های وحشی مقاوم به بیماری به دست آورده اند. این روش در كنار كنترل بیولوژیك میتواند یكی از را ه های كنترل بیولوژیك به حساب آید.استرین های بعضی باكتری ها و جدایه ها تعدادی از قارچ ها نیز در كنترل بیولوژیك استفاده میشود. از دیگر راه های كنترل می توان به كنترل زراعی ( ارقام مقاوم، از بین بردن بقایا ، مدیریت خاك و تناوب ) و كنترل شیمیایی ( ایپردیون ، مانكوزب، كلروتالونیل و ....... ) اشاره كرد.
قارچ عامل Blast
در مورد تاكسونومی و اسامی عامل بیماری به مطالعات وسیعی در مورد حل این مسئله نیاز است. دو نام برای جنس قارچ بكار رفته، به نامهای pyricularia و Dactylaria كه در 1880 بوسیله ساكار دو گونه p.grisea (cooke) Saccardo به جای چند گونه قارچ منتشر شد. نامهای pyricularia grisea و Dactylaria grisea و p. oryzae و D. oryzae در مواقع مختلف بوسیله محققین بكار رفته است.Asuyama در سال 1965 مشخص نمود كه قارچ عامل بلاست روی برنج و علفهای پنجه زن، مربوط به جنس pyricularia میباشد. Hughes در 1958 در منابع اولیه، نام قارچ را با تلفظ piricularia تغییر داده است. نامگذاری گونه p. oryzae در 1892 به Briosi & cavara نسبت داده شده ولی در اغلب منابع به cavara نسبت میدهند cavara گونههای جدید دیگری مانند p. grisea را روی علفهای رونده شرح داده است كه مولفین از لحاظ مرفولوژی، كنیدیها و كنیدیوفورها و میزبان، تفاوتهایی در مورد این دو گونه ملاحظه كردهاند.
شبه گونه p. oryzae از شبه رده قارچهای ناقص Adelomycetes و گروه Radulous porae میباشد. كنیدیوفورهای این قارچ، معمولا در سطح برگ بصورت منفرد یا مجتمع از هر روزنه برگ خارج میشود.
كنیدیوفورها استوانهای شكل و به طول 60 تا 120 میكرومتر هستند كه در قسمت قاعده كمی ضخیم میباشند. تعداد 2 تا 4 دیواره عرضی در طول آنها وجود دارد كه در قسمت قاعده به خوبی مشخص میشود ولی در قسمتهای بالایی نامشخص است.
كنیدیها گلابی شكل كشیده میباشند كه در قسمت نوك باریك هستند و در قاعده به یك پایه یا زایده كوتاهی ختم میشوند. كنیدیها سه حجرهای و نیمه شفاف و كمی تیرهاند و اندازه آنها بسته به شرایط محیط 12-10 × 22-20 میكرومتر میباشد تعداد 1 تا 20 كنیدی روی هر كنیدیوفور ایجاد میشود. كنیدیهای ثانوی در انتهای شاخههایی كه در زیر محل اتصال كنیدیهای قبلی روی كنیدیوفورها رشد كرده تولید میشود. به عقیدهYaegashi فرم جنسی قارچ p.oryzae شناخته نشده ولی فرم جنسی گونه p.grisea را Hebert روی گیاه Diyitaria sanguinalis crab grass (L. Scop) و محیط كشت sachs مخلوط با كاه برنج بصورت پریتسیومهایی مشاهده نمود و آن ceratos phaeria grisea Hebert این دو گونه قارچ از لحاظ مرفولوژیكی شبیه بوده، فقط از لحاظ بیماریزایی متفاوتاند. Kato, 1977 در اثر تلقیح بین قارچ از گیاه، finger millet (Eleusine coracona (L.) Gaernit یا Ragi و برنج موفق به تولید پریتسیومهایی شد كه شباهت زیادی به پریتسیومهای c.grisea داشت. آسكها یك لایه و آسكوسپورها، دوكی شكل چهار حجرهای هستند. نامبرده اظهار نمود، ایزولههای قارچ از روی برنج قدرت حمله به Ragi را ندارد و علیرغم این اختلاف در میزبان، هر نژاد باروری خود را با تركیب سایر نژادها حفظ كرده است. تفاوت بیماریزائی در میزبان هنوز مورد بحث است و بستر و گونل (Webster & Gunnell, 1992) این دو گونه را مترادف دانسته و نام p.grisea را جهت بلاست برنج صحیح دانستهاند و ادعا كردهاند كه فرم جنسی هر دو یكسان میباشد.
این فرم جنسی به نام (T.T.Hebert) Yaegastli & udagawa Magnapor the grisea بوده كه در طبیعت یافت نشده است. این قارچ یك Ascomycete از خانواده physosporelleaceae بوده كه آسكوسپورهای شفاف، دوكی شكل، سه حجرهای درآسكهای یك لایه تولیدمیكنند. و هتروتالیك میباشند. تقریبا كلیه جدا شده نمونه های قارچ در مزرعه روی برنج، گامت نر بوده و قدرت باروری یكدیگر را ندارد. در حالیكه بسیاری از جدا شدههای سایر علفها هرمافرودیت هستند استرینهای هرمافرودیت، قادر به تلقیح قارچ روی برنج میباشند.
●کنترل قارچ گونه های Penicillium spp و: Botrytis spp
برای کنترل گونه های مختلفی از قارچ های Penicillium و Botrytis که پوسیدگی نرم و پوسیدگی قهوه ای در مرکبات ایجاد می کنند از قارچ Candida Olephila به عنوان عامل کنترل بیولوژیک استفاده می گردد.
این قارچ با نام تجاری Aspire در آمریکا و کشورهای اروپایی به صورت پودر قابل تعلیق در آب موجود است. معمولا از این فرمولاسیون به صورت اسپری بعد از برداشت بر روی مرکبات استفاده می گردد تا بیماری های پوسیدگی ناشی از پنیسیلیوم و بوتری تیس کنترل شوند. طبیعتا توسعه استفاده از قارچهای کنترل بیولوژیک برای کنترل قارچهای فوق الذکر که بسیار گشترده بوده و خسارت عمده ای به خصوص به محصولات وارد می کنند بسیار ارزنده و مفید خواهد بود.
کنترل زنگ گندم Puccinia graminis: قارچ Aphanocladium album بر روی تاول های یوردیال بر روی گندم که توسط Puccinia graminis f.sp tritici بوجود می آید، کنترل می شود.
قارچ Sphaerellopsis filum به عنوان بیمارگر قارچ (مایکوپارازیت) روی قارچهای عامل زنگ مخصوصا قارچهای Puccinia spp, uromyces spp از جمله زنگ برگ گندم P.recondita فعالیت می کند.
بیماری پاخوره گندم Take-all Disease: این بیماری گسترش جهانی دارد و در اغلب مناطق در مورد کشت گندم در دنیا یافت می شود و خسارت عمده ای به گیاه گندم وارد می نماید.
پاخوره گندم یک بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه گیاه گندم و سایر خانواده غلات می باشد و توسط قارچی به نام Gaeumannomyces graminis که متعلق به رده آسکومایستها است، ایجاد می شود این بیماری به خصوص در کشتهای هر ساله و مداوم یک محصول شیوع بیشتری داشته و خسارت زیادی را در مزارع ایجاد می کند. در اثر این بیماری بوته آلوده می میرد(Take-all) و گیاه نابود می شود و محصول تولید نخواهد شد. در مراتع و چمن زارها نیز آلودگی به صورت منطقه ای یا کچلی (Patch) مشاهده می شود. این قارچ با افزایش قارچ Phialophora graminicola که یک بیمارگر ضعیف در خانواده غلات است تا حدودی کنترل می شود. در حقیقت افزایش قارچ Ph. graminicola موجب کاهش جمعیت G.graminis گشته و بیماری پاخوره به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. دلیل این امر یا افزایش مقاومت گیاه میزبان به بیماری پاخوره و یا رقابت Ph. graminicola با قارچ عامل بیماری می باشد که برای استقرار، رشد و گسترش آن ممانعت ایجاد می کند. پارازیت ضعیف دیگری در امر کنترل بیماری پاخوره در چمن زارها G.graminis var.graminis می باشد. استرالیا و سایر کشورها با آب و هوای معتدل دو قارچ و دو آنتی بیوتیک پایرون (Pyrone) به طور موثری پاخوره را کنترل می کنند. این قارچ عامل کنترل بیولژیک با نامهای Contans WG و Intercept WG در کشورهای مختلف خصوصا آلمان به صورت گرانول های قابل تعلیق در آب اسپری می شود.
تغذیه ی قارچها
با وجود تنوع در اندازه، شكل وساختمان، تمامی قارچها فاقد كلروفیل بوده ودر نتیجه قادر به ساختن مواد غذایی مورد نیاز خود نمیباشند و اجبارا" به مواد آلی ساخته شده توسط دیگر موجودات متكی هستند. بنابراین قارچها بر خلاف جلبكها یا گیاهان دیگر جزء موجودات هتروتروف Heterotroph میباشند. بسیاری از قارچها در آزمایشگاهها برروی محیطهای كشت مصنوعی و بطور خالص كشت داده میشوند، این محیطهای كشت معمولا" دارای عناصر معدنی و مواد غذایی لازم بوده و با این مواد مایسیلیم قارچ میتواند پروتئینهای مورد نیاز خود را بسازد. عناصر مورد نیاز قارچها عبارتند از مس CU، مولیبدون MO ، منگنز MN، منیزیم MG، آهن FE، روی ZN ، گوگرد S ، پتاسیم K، فسفر P، نیتروژن N، اكسیژن O، هیدروژن H، كربن C واحتمالا" كلسیم CA. این مواد بایستی بصورتی در محیط كشت باشند كه قارچ بتواند از آنها استفاده نماید. بطور كلی گلوكز بهترین منبع برای تامین كربن بوده و با وجود این مالتوز، ساكارزونشاسته ی قابل حل، توسط تعدادی از قارچها بعنوان منبع كربن مورد استفاده قرار میگیرند. بهترین منابع تولید نیتروژن تركیبات آمونیم یا آمینواسیدها هستند ولی ممكن است تعدادی از قارچها نیتراتها را تهیه و مورد استفاده قرار دهند، همچنین تعدادی از قارچها قادرند ویتامینهای مورد نیاز خودرا بسازند اما تعداد كمی از قارچها ممكن است به ویتامینهای تیامین یا بیوتین ویا هردو نیاز داشته باشند. قارچهای مختلف احتیاجات غذایی متفاوتی دارند، تعدادی از آنها مثل Penicillium یا Aspergillus میتوانند روی هرماده ای كه در ساختمان آن مواد آلی بكاررفته باشد رشد نمایند. ازسوی دیگر قارچهایی وجود دارند كه به مواد غذایی خاصی نیازدارند، مثلا" بعضی از قارچها میتوانند یك گونه، یك واریته ویا یك نژاد بخصوص ازیك میزبان را مورد حمله قرار داده واز این طریق مواد غذایی مورد نیازخودرا تامین كنند. قارچها انزایمهایی به داخل یا خارج سلولهای خود ترشح میكنند كه انزایمهای داخل یا خارج سلولی نامیده میشوند.انزایمهای خارج سلولی Extracellular مواد غذایی پیچیده Complex را به اشكال ساده تر تجزیه میكنند و این مواد معمولا" در نهایت توسط قارچ و از طریق سطح هیف جذب میگردند. انزایمهای درون سلولی Intracellular در داخل سلول عمل كرده و انرژی لازم جهت جذب مواد غذایی از سلول میزبان را تامین مینمایند.
براساس نوع تغذیه قارچها به سه گروه تقسیم میشوند:
Saprophytes .1
Parasite .2
Symbionts .3
ریز مغذیها در گیاه چای
روی : روی تنها ریز مغذی است که کمبود آن در بیشتر خاکهای پرورش چای گسترش وسیعی دارد و مصرف آن برای حفظ باروری بالای چای لازم است. روی به جذب ازت و فسفر توسط گیاهان کمک می کند. علایم کمبود زمانی مشاهده می شود که مقدار روی در برگها کمتر از 10ppm در ماده خشک باشد. کمبود روی با میان گره های خیلی کوتاه، برگهای داسی شکل و کلروز و شاخساره های جانبی کوتاه (روزت) مشخص می شود. ریشه بوته های مبتلا اغلب کم بوده و بر روی عملکرد اثر منفی دارد. محلولپاشی بهترین روش مصرف روی برای چای می باشد و روی محلولپاشی شده بر روی شاخه و برگ در عرض 24 ساعت جذب شده و ثابت شده در 8 ساعت اول حداکثر جذب صورت میگیرد در حالیکه 3 هفته برای جذب کامل روی مصرف شده در خاک وقت لازم است. همچنین استعمال روی بصورت محلولپاشی در خزانه باعث تقویت رشد گیاهان جوان می شود . مصرف روی برای باغ هرس شده خیلی خطرناک است و باید با دقت زیادی انجام شود .اولین مصرف روی بایستی در طول دوره بهبود بوته های هرس شده و مصرف نوبت دوم آن در مرحله هرس سرزنی انجام شود. براساس آزمایشات انجام شده محلول یک درصد سولفات روی برای محلولپاشی بهتر است و مناسبترین زمان مصرف آن اوایل صبح می باشد .
مس : اهمیت بسزایی در مرغوبیت چای دارد به طوری که با دخالت در عمل تخمیر برگ سبز چای مستقیما" در طعم ورنگ آن اثر می گذارد.هر گاه میزان مس به کمتر از ppm15 تقلیل یابد از مرغوبیت چای کاسته می شود. زیرا مس فعال کننده پلی فنل اکسیداز است که در عمل تخمیر اثر مستقیم دارد. در بوته های مبتلا به کمبود مس، نوک برگها زرد شده و رگبرگ اصلی بد شکل میشود و به سرعت دچار آفات مختلف می گردند. از بین ریز مغذی ها مس بیش از هر عنصر دیگری در فرآیند تعرق موثر می باشد. بوته های مبتلا ، مقاومت در برابر خشکی، حرارت، سرما و یخبندان را از دست می دهند. از سولفات مس برای محلولپاشی بوته های چای استفاده می کنند .
آلومینیوم : موجب جذب بهتر فسفر در گیاه می شود و بیشتر بدین سبب چای را گیاهی آلومینیوم دوست می نامند. غلظت آلومینیوم محلول در خاک با كاهشpH خاک بالا می رود و رشد چای به علت تشکیل فسفات آلومینیوم بهتر صورت می گیرد. در برخی از مناطق مسمومیت ناشی از Al دیده میشود. ولی بوته های چای جزو مقاومترین گیاهان در خاکهای اسیدی به زیادی Al می باشد و تا غلظت PPM700 راتحمل می کنند.
دیگر ریزمغذیها :آهن و منگنز به مقدار فراوانی در خاکهای اسیدی قابل دسترس هستند. به طوریکه کمبود آنها ناممکن بوده و مسمومیت ناشی از آنها نیز نادراست. کمبود آهن در باغهای چای به صورت زردی عمومی برگها ظاهر می شود. اماغلظت منگنز با بالا رفتن سن برگها، زیاد می شود و کمبود آن بیشتر در خاکهای شدیدا" اسیدی دیده می شود و کمبود آن با برگهای بالغ شکننده مشخص می شود .
ازتو باکتر ونقش ان در جذب عناصر سنگین
ازتوباکتر
ازتوباكتر یك باكتری آزادزی تثبیت كننده نیتروژن است كه انرژی مورد نیاز خود را از تجزیه بقایای گیاهی و جانوری تأمین میكند. دو پژوهشگر انگلیسی ژنی را در گیاه Arabidopsis كشف كردهاند كه به ریشهها این توانایی را میدهند كه برای پیدا كردن قطعههای سرشار از نیترات و نمكهای آمونیوم، خاك را بچشد. فراوردهی این ژن به ریشهها امكان میدهد به جای جست و جوی تصادفی و پر هزینه، به سوی مواد غذایی رشد كنند. این دو پژوهشگر برای شناسایی ژنهایی كه ممكن است در این كار دخالت داشته باشند، جهش یافتههای گوناگونی از رشادی را پرورش دادند تا سرانجام جهش یافتهای را پیدا كردند كه نمیتوانست با توسعهی ریشههای جانبی از ریشههای اصلی، به جست و جوی نیترات بپردازد. به این ترتیب آنان ژنی را كشف كردند كه برای شناسایی نیترات ضروری است.
توانایی سنتز اكسین و هورمونهای محرك رشد، انواع ویتامینها به خصوص ویتامینهای گروه B، انواع اسیدهای آمینه، سنتز مواد ضد قارچی برای مقابله با عوامل بیماریزای قارچی همانند فوزاریوم، اسكلروتیوم در ریزوكتونیاسولانی و … از امتیازات اضافی این باكتری به شمار میرود. این میكروارگانیسم در بسیاری از كشورهای جهان همانند برزیل، هند، روسیه و غیره به عنوان كود بیولوژیك كه ازتوباكترین نامیده میشود برای افزایش كمیت و كیفیت بسیاری از محصولات كشاورزی همانند غلات، صیفیجات و سبزیجات مورد مصرف دارد.
یكی دیگر از موارد استفاده این باكتری مفید كه امروزه مورد علاقه بسیاری از دانشمندان میباشد نقش این باكتری در كاهش آلودگی محیط زیست میباشد كه در زیر به صورت خلاصه به چندین مورد اشاره میشود.
نقش ازتوباكتر برای خارج نمودن عناصر سنگین:
امروزه به منظور خارج نمودن عناصر سنگین (همانند كادمیم و سرب) از فاضلابهای كشاورزی و صنعتی استفاده از تكنولوژی میكروبی به خصوص گونههای مختلف ازتوباكتر مورد توجه میباشد كه از نظر اقتصادی و زیست محیطی راهكار مناسبی میباشد. بیوماس و پلی مرهای میكروبی نقش مؤثری در خارج كردن فلزات سنگین از فاضلابها دارند. هنگامی كه ازتوباكتر به فاضلابها اضافه میگردد این باكتری با تولید انواع پلی ساكاریدها كپسول مانند و اگزوپلی ساكاریدهای سبب خارج شدن میزان قابل توجهی از عناصر سنگین و مضر همانند سرب، نیكل، كادمیوم و … میگردد. به عنوان مثال در تحقیقی در ایتالیا انجام گرفت 6 لیتر از فاضلاب رقیق شده كه حاوی 5 درصد مواد آلی بود با ازتوباكتر وینلاندی در دمای oC30 تلقیح شد پس از 2 هفته بیوماس میكروبی به وسیله دستگاه سانتریوفوژ جدا گردید و پلی ساكاریدهای تولید شده توسط ازتوباكتر نیز عصاره گیری و ارزیابی گردید. این پلی ساكاریدها و اگزوپلی ساكاریدها به وسیله غشاء الكلی پلی ونیل بدام انداخته شدند. پلی ساكاریدها عناصر كادمیم و سرب را از محلول فاضلاب خارج ساخته بودند. البته نكته قابل توجهی این میباشد كه میزان سرب خارج شده از محلول فاضلاب به پ.هاش محلول وابسته میباشد بدین صورت كه در پ.هاش 5/4 راندمان خارج ساختن سرب از محلول فاضلاب ازpH 5/6 بیشتر میباشد. در حالیكه پ.هاش محلول راندمان خارج ساختن سرب از محلول تأثیر چندانی ندارد .
برگرفته از سایت پزشکان گیاه
موشها هم غذاهای ارگانیک را به غذاهای معمولی ترجیح میدهند!
یک تیم از دانشمندان سویسی و استرالیایی نتایج تحقیقات 21 ساله بر روی گندم ارگانیک را منتشر کردند. آنها به موشهای ازمایشگاهی دو نوع بیسکویت تولید شده از گندم ارگانیک و گندم معمولی را دادند. این دو نوع از بیسکویت از نظر پخت و مواد بکار رفته کاملا شبیه بودند و در نهایت موشها بیسکویت ارگانیک را به بیسکویت معمولی ترجیح میدادند.ادمها معمولا به سختی فرق بین محصولات ارگانیک و معمولی را تشخیص میدهند و بنظر میرسد موشها شاخص خوبی برای اینکار باشند.
در حقیقت محصولات ارگانیک حاوی مقدار بیشتری از آنتی اکسیدانها و طعم های بهتر نسبت به محصولات معمولی هستند. اخیرا آقای میشل و همکاران در دانشگاه کالیفرنیا طی یک تحقیق 10 ساله دریافتند که گوجه های ارگانیک نسبت به گوجه های معمولی دارای آنتی اکسیدان بیشتری هستند.اما در مورد طعم بهتر در مورد محصولات ارگانیک باید گفت که در محصولات ارگانیک مواد فیتو شمیایی بیشتری تولید میگردد زیرا در تولید محصولات ارگانیک از سموم و محصولات شیمیایی استفاده نمی گردد و گیاه برای مقابله با میکروبها و آفات مجبور به ترشح مواد فیتو شیمیایی است. اغلب بو و طعم گیاهان دارویی و ادویه جات از این مواد فیتوشیمیایی است. ممکن است این بوها و طعم ها برای ما خوشایند باشد اما این مواد برای گیاهان در حکم یک ماده دفاعی در برابر آفات و بیماریها است.دلیل اصلی بالا بودن مواد فیتوشیمیایی در محصولات ارگانیک نیز عدم استفاده از سموم شیمیایی و مجبور شدن گیاه به ترشح این مواد است تا در برابر دشمن از خود مقاومت کند.
منبع: http://www.nytimes.com
اثرات متقابل سدیم - کلسیم
اثرات متقابل سدیم - کلسیم بر رشد، جذب عناصر سدیم، کلسیم، پتاسیم و منیزیم، میزان پروتئین، مقدار و نوع لیپید و اسیدهای چرب آفتابگردان در گیاه کامل و در کشت بافت مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاصل نشان داد که تنش شوری موجب کاهش رشد و جذب عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم و میزان پروتئین و لیپید میشود. همچنین افزایش شوری موجب افزایش جذب سدیم میشد. کلسیم اثرات کاهنده سدیم را روی کالزایی بهبود بخشید در حالی که در گیاهان کامل تاثیر محسوسی بر رشد در حضور سدیم نداشت . همچنین کاربرد کلسیم به تنهایی نیز کالزایی را در کشت بافت نسبت به تیمار شاهد بهتر ساخت در حالی که در گیاهان کامل با وجود کلسیم تفاوتی در رشد نسبت به گیاهان شاهد مشاهده نشد. کاربرد کلسیم به تنهایی موجب کاهش جذب عناصر سدیم، پتاسیم و منیزیم و افزایش جذب کلسیم میشد. در حالی که در حضور سدیم اثرات کاهنده آن را روی جذب پتاسیم تعدیل میکرد. کلسیم اثرات سدیم را در کاهش میزان پروتئین برگها و کالوسها اصلاح کرد در حالی که کاربرد آن به تنهایی میزان پروتئین برگها را کاهش ولی میزان پروتئین کالوسها را افزایش داد. کاربرد کلسیم به تنهایی میزان لیپید برگها را کاهش داد در حالی که در حضور سدیم در غلظت 5 mM اثرات کاهنده سدیم را تعدیل و در 10 mM تشدید میکرد. کالزایی در تاریکی بهتر از روشنایی و در قطعات محور زیر لپه بهتر از قطعات لپهای در تیمارهای هورمونی بود ولی در محیطهای واجد نمک قطعات لپهای در تیمارهای بالاتر شوری رشد بهتری داشتند. در برگهای گیاهان آفتابگردان اسیدهای چرب استئاریک یا پالمیتیک ، اولئیک ، لینولئیک و لینولئیک شناسایی شد در حالی که کالوسها فاقد اسید لینولنیک بودند و به جای آن اسید چرب دیگری را دارا بودند.